8 سپتامبر 2024 - بر اساس تحقیقات جدیدی که در نشست انجمن اروپایی مطالعه دیابت (EASD) در مادرید، اسپانیا (9-13 سپتامبر) ارائه شد، جغدهای شب-افرادی که اغلب تا اواخر شب و در برخی مواقع تا نزدیک سحر کار کرده یا در فعالیتهای تفریحی شرکت میکنند- شاخص توده ی بدنی(BMI) بالاتر، اندازه ی دور کمر بزرگتر و چربی بدنی پنهان بیشتری دارند و تقریبا 50 درصد بیشتر از کسانی که زودتر به رختخواب می روند، در معرض ابتلا به دیابت نوع 2 (T2D) هستند.
دکتر Jeroen van der Velde، محقق ارشد این مطالعه از مرکز پزشکی دانشگاه لیدن در هلند، گفت: مطالعات قبلی نشان دادهاند که یک کرونوتیپ دیروقت- افرادی که دیر به رختخواب رفتن و دیرتر بیدار شدن را ترجیح می دهند- با سبک زندگی ناسالم مرتبط است. برای مثال، کرونوتیپهای دیروقت بیشتر احتمال دارد سیگار بکشند یا رژیم غذایی ناسالمی داشته باشند، و به همین دلیل است که آنها در معرض خطر چاقی و اختلالات متابولیک از جمله دیابت نوع 2 هستند.با این حال، ما معتقدیم که سبک زندگی نمی تواند به طور کامل رابطه ی بین کرونوتیپ دیروقت و اختلالات متابولیک را توضیح دهد. علاوه بر این، در حالی که مشخص شده است که کرونوتیپ دیروقت با BMI بالا مرتبط است، مشخص نیست که کرونوتیپ تا چه حد بر توزیع چربی در بدن تأثیر می گذارد.
برای کسب اطلاعات بیشتر، دکتر ون در ولد و همکارانش ارتباط بین زمان خواب،T2D و توزیع چربی بدن را در بیش از 5000 نفر، به عنوان بخشی از مطالعه اپیدمیولوژی چاقی هلند( مطالعه ی در حال انجام در مورد تأثیر چربی بدنی بر روی بیماری ها) مطالعه کردند.
این تجزیه و تحلیل شامل شرکت کنندگان (54٪ زن) با میانگین سنی 56 سال و میانگین شاخص توده ی بدنی 30کیلوگرم بر متر مربع بود. شرکت کنندگان پرسشنامه ای را برای زمان خواب و بیداری معمول خود پر کردند و بر اساس این پاسخ ها نقطه میانی خواب (MPS) برای افراد محاسبه شد.
نقطه میانی خواب (MSF) زمان بین شروع خواب و بیدار شدن است، که با شروع تولید ملاتونین در نور کم در ارتباط است و به نظر می رسد یک نشانگر قابل اعتماد برای کرونوتیپ است.
شرکت کنندگان سپس به سه گروه تقسیم شدند: کرونوتایپ زودهنگام(20٪ از شرکت کنندگان با زودترین زمان MPS)، کرونوتیپ دیروقت(20٪ از شرکت کنندگان با دیرترین زمان MPS) و کرونوتایپ متوسط (60٪ باقیمانده از شرکت کنندگان).
شاخص توده ی بدنی و اندازه ی دور کمر در همه شرکت کنندگان اندازه گیری شد. چربی احشایی و چربی کبد در 1526 شرکت کننده به ترتیب با استفاده از اسکن MRI و طیف سنجی MR اندازه گیری گردید.
شرکتکنندگان بهمدت میانگین 6.6 سال پیگیری شدند که در طی این مدت 225 نفر به T2D مبتلا شدند.
نتایج پس از تنظیم برای سن، جنس، تحصیلات، چربی کل بدن و طیف وسیعی از عوامل سبک زندگی (فعالیت بدنی، کیفیت رژیم غذایی، مصرف الکل، سیگار کشیدن و کیفیت خواب و مدت زمان) نشان داد که در مقایسه با یک کرونوتیپ متوسط، شرکت کنندگان با یک کرونوتایپ دیروقت، 46 درصد بیشتر در معرض خطرT2D بودند.
این نشان می دهد که افزایش خطر ابتلا به T2D در کرونوتیپ های دیروقت نمی تواند تنها با سبک زندگی توضیح داده شود.
دکتر ون در ولده گفت: ما معتقدیم که مکانیسم های دیگری نیز در کار هستند. توضیح احتمالی این است که ریتم شبانه روزی یا ساعت بدن در کرونوتیپ های دیروقت با برنامه کاری و اجتماعی که جامعه دنبال می کند، هماهنگ نیست. این می تواند منجر به ناهماهنگی شبانه روزی شود که می دانیم می تواند منجر به اختلالات متابولیک و در نهایت دیابت نوع 2 گردد.
این تیم همچنین خطر T2D را در کرونوتیپ های زودهنگام بررسی کرد.
دکتر ون در ولده گفت: بر اساس انتشارات موجود، انتظار داشتیم که خطر ابتلا به دیابت نوع 2 برای افرادی با کرونوتیپ زودهنگام مانند افرادی با کرونوتیپهای متوسط باشد، اما نتایج ما خطر کمی بالاتر را نشان داد که البته از نظر آماری معنی دار نبود. نتایج همچنین نشان داد که افراد گروه کرونوتیپ دیروقت در مقایسه با افرادی با کرونوتیپ متوسط، دارای شاخص توده ی بدنی 0.7 کیلوگرم بر متر مربع بالاتر، دور کمر 1.9 سانتیمتر بزرگتر، چربی احشایی 7 سانتیمتر مربع بیشتر و چربی کبدی 14 درصد بالاتر بودند.
دکتر ون در ولد، نتیجه گیری کرد: به نظر می رسد افرادی که کرونوتیپ دیروقت دارند در مقایسه با افرادی که کرونوتیپ متوسط دارند در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به دیابت نوع 2 قرار دارند، احتمالاً به دلیل چربی بدنی بالاتر از جمله چربی احشایی و چربی کبدی بیشتر.
او افزود: مرحله بعدی این است که بررسی کنیم که آیا افرادی که کرونوتایپ دیروقت دارند وقتی تغییراتی در زمان بندی عادات سبک زندگی خود ایجاد می کنند، سلامت متابولیک خود را بهبود می بخشند یا خیر. ما در حال حاضر در کنسرسیومTIMED مشارکت داریم، جایی که تعامل پیچیده زمان خواب و مصرف غذا و فعالیت بدنی در رابطه با دیابت نوع 2 مورد بررسی قرار می گیرد. ما قبلا نشان دادیم که زمان فعالیت بدنی در رابطه با مقاومت به انسولین مهم است.
مثال دیگر تغییر زمان وعده های غذایی است.دکتر ون در ولده گفت: افرادی که کرونوتایپ دیروقت دارند احتمالاً تا آخر شب غذا میخورند. اگرچه ما این را در مطالعه خود اندازهگیری نکردیم، شواهد فزایندهای وجود دارد که نشان میدهد خوردن غذا در یک محدوده ی زمانی خاص، و نخوردن غذا بعد از یک زمان مشخص، مانند ساعت 6 بعد از ظهر، ممکن است به مزایای متابولیکی منجر شود.جغدهای شبی که نگران افزایش خطر ابتلا به دیابت نوع 2 هستند، ممکن است بخواهند این کار را امتحان کنند یا حداقل سعی کنند از غذا خوردن در اواخر شب خودداری کنند. شواهدی در این زمینه هنوز در دست نیست، اما با گذشت زمان، هدف ما ارائه ی توصیه های خاص در مورد زمان بندی رفتار سبک زندگی است.
منبع:
https://medicalxpress.com/news/2024-09-night-owls-diabetes.html